2 پرده از تاریخچه کار داوطلبانه
در زندگی روزمره خود کمی دقیق شویم. کار داوطلبانه هر روز، بیصدا و بیادعا در اطراف ما جریان دارد . جوانی که در مترو جای خود را به خانمی باردار میدهد، نوجوانانی که برای کاشت نهال دور هم جمع میشوند، گروه محلیای که برای یک خانواده آسیبدیده کمک جمع میکند، یا حتی کسی که وقتش را میگذارد تا کودکی را در یک درس همراهی کند؛ این رفتارها ریشهشان بسیار عمیقتر از آن چیزی است که گمان میکنیم. این رفتارها ریشه در فرهنگ و تاریخ انسانی دارند.
کار داوطلبانه در فرهنگ امروز، نتیجهی یک مسیر طولانی است؛ مسیری که بخشهایی از آن به تجربههای زیسته نیاکان ما بازمیگردد و ریشه در فرهنگ ایرانی-اسلامی دارد و بخشهایی دیگر که در جوامع مختلف دنیا شکل گرفتهاند. اگرچه امروز سازمانهای بزرگی مانند UNV یا صلیبسرخ مفهوم داوطلبی را تعریف و استانداردسازی میکنند اما باید بدانیم این تعریفها بر بستری از تجربههای چندصدساله بنا شده است.
برای فهمیدن جایگاه امروز داوطلبی، لازم است یکبار با نگاهی آرام به عقب برگردیم و ببینیم این رفتار چگونه شکل گرفته، رشد کرده و به فرم امروزی رسیده است. در این مقاله با 2 پرده از تاریخچه کار داوطلبانه آشنا میشویم. با ما همراه باشید….
ریشههای ایرانی تاریخچه کار داوطلبانه؛ وقتی گذشته، آرام در رفتار امروز ادامه پیدا میکند
اگر بخواهیم صادق باشیم، بسیاری از رفتارهای داوطلبانه امروز ما، نسخههای مدرنشدهی همان چیزیاند که نسلهای قبل در سکوت و سادگی انجام میدادند. هویت کار داوطلبانه تغییری پیدا نکرده است.
وقف؛ قدیمیترین شکل مشارکت داوطلبانه در ایران
وقف، احتمالا مهمترین نهاد داوطلبانه در تاریخ ایران است. حتمی در هر شهر یا روستایی که درآن زندگی میکنید با عبارت مدرسه خیرساز برخورد کردید. واقعیت این است که بخش بسیار زیادی از مدارس، بیمارستان ها و بعضا حتی کتابخوانهها از دل همین فرهنگ وقف بیرون آمده است. وقف به تعریف بسیار ساده یعنی بخشی از امکاناتت را بدون انتظار برای دریافت چیزی برای استفاده عموم کنار بگذار و این همان جوهرهای است که امروز در تعریف جهانی کار داوطلبانه آمده است.
همیاری و نذر ؛ وجه غیررسمی و روزمره
در کنار وقف که ساختارمند بود، سنتهای غیررسمیتری هم وجود داشت که امروز میتوانیم آنها را «داوطلبی روزمره» بنامیم. کمکهای محلهمحور، همیاریهای دوران بیماری یا بحران، یا نذرهای خدمتی کارهایی از جنس مشارکت داوطلبانه بودند که بدون عنوان رسمی، اما با خلوص و کارآمدی بسیار بالا انجام میشدند. این سنتها بخش مهمی از سرمایه اجتماعی ایرانیان را شکل دادهاند و هنوز هم در لحظات حساس، خود را نشان میدهند.
همین فرهنگ کهن و تاریخی بوده است که امروز موجب حل بحرانها و حوادث میشود. طی سالهای اخیر که تجربه های بسیاری چون سیل و زلزله داشتیم دیدیم که این حرکت جمعی داوطلبانه چگونه موجب گذر کردن از بحرانها شد.
سفر به جهان؛ روایت یک مسیر تدریجی و بدون شتاب
وقتی از ایران فاصله میگیریم و به روایت جهانی نگاه میکنیم، متوجه میشویم در بسیاری از فرهنگها مسیری مشابه طی شده است. گویی که کار داوطلبانه و همیاری های اجتماعی در وجود انسان نهفته بوده است . مسیر همان مسیر است ؛ فقط زبان و شکل آن متفاوت بوده است.
نقطه شروع؛ خدمتهای مذهبی در قرون وسطا
در اسناد تاریخی اروپا آمده که در قرن دوازدهم میلادی، بیش از ۵۰۰ بیمارستان توسط گروههای مذهبی و داوطلبانه اداره میشدند. این افراد نه کارمند بودند و نه چشمداشت مالی داشتند. تصور میکردند کمکرسانی به انسانها بخشی از رسالت معنویشان است. اگر این تصویر را کنار نهادهای وقفی ایران بگذاریم، یک الگوی مشترک دیده میشود: انسانها پیش از آنکه واژه داوطلبی اختراع شود، مشغول کار داوطلبی بودند.
تحول واژه؛ از داوطلب جنگ تا داوطلب جامعه
نخستین بار واژه “volunteer” در قرن هفدهم در نوشتههایی مربوط به جنگ دیده میشود؛ اشاره به کسانی بوده است که «با اختیار» در جنگ شرکت میکردند، نه با اجبار. بعدها همین واژه از حوزه نظامی فاصله گرفت و وارد حوزههای اجتماعی شد. این تغییر معنا بسیار مهم است؛ چون نشان میدهد داوطلبی از نقطهای شروع شد که انسان تصمیم میگرفت «فراتر از وظیفه» کاری انجام دهد.
اولین نهادهای جهانی؛ قرن نوزدهم
قرن نوزدهم را بسیاری نقطه شروع رسمی کار داوطلبانه مدرن میدانند؛ جایی که در آن نهاد های رسمی داوطلبانه شکل گرفتند و داوطلبی ساختاریافته شد.
در این دوره بود که صلیبسرخ (IFRC) شکل گرفت، سازمانهای جوانان مانند YMCA گسترش یافتند و کمکرسانی «سازمانیافته» برای اولینبار معنا پیدا کرد. به زبان ساده، دنیا وارد مرحلهای شد که در آن داوطلبی از حالت فردی و پراکنده، به سمت ساختارمند شدن حرکت کرد. این فرایند تا زمانی ادامه پیدا کرد که جهان وارد مرحله ای تلخ و تاریک شد.
قرن بیستم؛ داوطلبی و طعم تلخ جنگهای جهانی
دو جنگ جهانی، با وجود تلخی و خسارت، یک اثر جانبی مهم داشتند؛ گسترش وسیع شبکههای داوطلبانه.
در دوران جنگها بود که به واسطه شرایط خاص و سخت آن روزگار و همدلی و یکپارچگی که مردم به آن نیاز پیدا کرده بودند کار داوطلبی گستردگی زیادی پیدا کرد. در زمان این جنگها بود که میلیونها نفر برای خدمات پرستاری و امدادرسانی داوطلب شدند، نهادهای امدادی بینالمللی توسعه یافتند و برای نخستینبار مفهوم «داوطلب بینالمللی» مطرح شد. بعدها در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، موجهای جدیدی چون جنبشهای محیطزیستی، حقوق مدنی، عدالت اجتماعی شکل گرفت.
بازگشت به امروز؛ داوطلبی در عصر دیجیتال و تخصص
وقتی از گذشته عبور میکنیم و دوباره به امروز برمیگردیم، میبینیم داوطلبی شکل تازهای به خود گرفته ؛شکلی که هم از ریشههای گذشته تغذیه میکند و هم پاسخگوی نیازهای جهان جدید است.
داوطلبی دیجیتال؛ گسترش امکان مشارکت
گزارشهایی مانند Goodera و UNV نشان میدهند داوطلبی دیجیتال، یکی از سریعترین روندهای رو به رشد در جهان است. در این مدل است که افراد میتوانند در کوتاهترین زمان ممکن بهترین شرایط را برای کار داوطلبی خود پیدا کنند. در این مدل آموزش آنلاین، تولید محتوا، ترجمه، مشاوره و برنامهنویسی و طراحی همه میتوانند به شکل داوطلبانه و از راه دور انجام شوند. این تحول امکان مشارکت را برای طیف وسیعی از مردم فراهم کرده است. حتی کسانی که پیشتر فرصت حضور فیزیکی نداشتند.
داوطلبی تخصصی؛ ارزش دادن به مهارتها
در ایران و جهان، سازمانها بیش از هر زمان دیگری به افراد متخصص نیاز دارند.
داوطلبی دیگر فقط کار یدی یا خدمات عمومی نیست؛ به متخصصانی همچون پزشک، برنامهنویس، روانشناس، طراح، معل و حقوقان نیاز دارد که مهارت حرفهای خود را بهصورت داوطلبانه در اختیار جامعه بگذارند.
سخن پایانی
داوطلبی، چه در متن جهانی و چه در روایت ایرانی، یک ویژگی مشترک دارد:
اراده انسان برای کمک، فراتر از وظیفه.
اگر امروز داوطلبی اینقدر مهم شده، به این دلیل است که قرنها پیش، مردمانی در سکوت آن را شروع کردهاند—از بیمارستانهای وقفی و همیاریهای محلی گرفته تا نهادهای جهانی و پلتفرمهای دیجیتال.
آشنایی با این تاریخ، به ما کمک میکند بفهمیم چرا کار داوطلبانه هنوز زنده است، چرا رشد میکند، و چرا آینده جوامع انسانی بدون آن قابل تصور نیست.
داوطلبی نه یک رفتار مقطعی، که یکی از پایههای ماندگار سلامت اجتماعی است.
