کشاورزی هوشمند؛ یا الان یا هیچ وقت

کشاورزی هوشمند؛ یا االن یا هیچ وقت

درباره تاثیر نوآوری در مدیریت آب حوزه کشاورزی در ایران

در گفتگو با دکتر مهرناز خیاطی پژوهشگر، مروج و فعال اکوسیستم های نوآوری در کشاورزی

در کشوری که بیش از نود درصد منابع آب تجدیدپذیر آن صرف کشاورزی می‌شود، دیگر نمی‌توان بحران آب را بدون اصلاح الگوی تولید غذا درک کرد. ایران سال‌هاست در میان دوگانه‌ی دشوار «امنیت غذایی» و «پایداری منابع آب» گرفتار مانده است؛ به‌گونه‌ای که هر اصلاح در یکی، به زیان دیگری تمام می‌شود. اما کارشناسانی چون دکتر مهرناز خیاطی بر این باورند که این تضاد، بیش از آن‌که ریشه در واقعیت‌های علمی داشته باشد، حاصل نگاه‌های سنتی به کشاورزی است.

به گفته او، آینده کشاورزی ایران در گرو نوآوری، داده‌محوری و تصمیم‌گیری هوشمندانه است؛ از انتخاب نوع محصول و طراحی سامانه‌های آبیاری گرفته تا بهره‌گیری از فناوری‌هایی که میزان رطوبت خاک را به‌صورت لحظه‌ای پایش می‌کنند. در این گفت‌وگو، دکتر خیاطی با نگاهی دقیق به وضعیت آب در بخش کشاورزی، از ناکارآمدی سیاست‌های فعلی و الگوهای پرمصرف سخن می‌گوید و راهکارهایی نو برای بازسازی رابطه کشاورز و آب ارائه می‌دهد؛ رابطه‌ای که در صورت اصلاح نشدن، آینده تأمین آب شرب و امنیت غذایی ایران را با تهدیدی جدی مواجه خواهد کرد.

با این توضیح، به سراغ دکتر مهرناز خیاطی، پژوهشگر، مروج و فعال اکوسیستم‌های نوآوری در کشاورزی رفتیم تا درباره نقش نوآوری در مدیریت آب بخش کشاورزی با ایشان گفت‌وگو کنیم.

چـرا با وجـود آگاهی عمومی از بحـران آب، الگوی مصـرف آب در حـوزه کشـاورزی در ایـران هنـوز تغییـر محسـوسی نکرده اسـت؟

واقعیت این است که با وجود افزایش آگاهی عمومی درباره بحران آب، الگوی مصرف در کشور هنوز تغییر چندانی نکرده است چون آگاهی به‌تنهایی برای تغییر رفتار کافی نیست. کشاورز در چارچوب سیاست‌ها و ساختارهایی تصمیم می‌گیرد که اغلب انگیزه اقتصادی لازم را برای مصرف بهینه ایجاد نمی‌کند. مثال قیمت‌گذاری نامناسب آب، انرژی یا حتی نظام دقیق پایش یا مشوق‌های مؤثر وجود ندارد. از طرف دیگر هنوز خیلی از کشاورزهای ما از نظر معیشتی به روش‌های سنتی وابسته‌اند و برای استفاده از فناوری‌های نوین باید ریسک‌های اقتصادی زیادی را متحمل شوند که برایشان سنگین است چون به‌هرحال هزینه فناوری‌ها بالاست و کشاورز به تسهیلات دسترسی آسانی ندارد. مثال اگر شما از کود ایکس استفاده کنید می‌توانید از بانک ایگرگ کمک مالی بگیرید. کشاورز از آن کود استفاده می‌کند اما پرداخت حمایت‌ها ممکن است یک یا دو فصل پس از برداشت محصول صورت بگیرد! در چنین شرایطی وضعیت آن کشاورز به هم می‌ریزد. از طرفی آموزش‌های ما بیشتر نظری است تا مهارتی و عملی. در حقیقت ما در ترویج دچار مشکل هستیم، آموزش می‌دهیم ولی در ترویج مشکل داریم. یعنی کشاورز درباره بحران آب می‌داند اما مهارت لازم، ابزار و پشتیبانی کافی را برای تغییر فرآیند کشت در اختیار ندارد. در کنار این‌ها بحران آب هنوز هم برای بخشی از بهره‌برداران، به عنوان یک فوریت یا ضرورت احساس نمی‌شود یعنی مثلاً احساس نمی‌کنند که باید تغییری در رفتارشان ایجاد کنند. البته الگوهای محلی را هم به اندازه کافی ترویج نداده‌ایم. در حالی که تغییر الگوی مصرف زمانی اتفاق می‌افتد که آموزش، سیاست‌های حمایتی، مشوق‌های اقتصادی و فرهنگی به‌صورت هم‌زمان با هم اصلاح شوند؛ در غیر این صورت صرفاً آگاهی دادن به کشاورزان موجب تغییر رفتار ایشان نخواهد شد.

در سـال هـای اخیـر از آبیاری هوشـمند، قطره ای و زیرسـطحی زیـاد صحبت می شـود. از دید شـما کـدام یـک واقعا بـرای اقلیـم ایران کارآمد اسـت؟

ببینید ما یک روش آبیاری که بتوانیم به صورت یک نسخه برای کل کشور ارائه بدهیم، نداریم! چرا؟ چون به اقلیم آن منطقه، نوع محصول، وضعیت خاک و به‌ویژه توان اقتصادی کشاورز بستگی دارد اما اگر بخواهم به صورت کلی و با توجه به اقلیم خشک و نیمه‌خشک ایران چیزی بگویم باید به آبیاری قطره‌ای و آبیاری زیرسطحی اشاره کنم. حالا مورد به مورد توضیح خواهم داد. ببینید آبیاری قطره‌ای این‌طوری است که تبخیر سطحی یعنی روی خاک را به شدت کم می‌کند و آب را دقیق به ریشه‌ها می‌رساند که برای باغات و یا محصولاتی که به صورت ردیفی کاشت و برداشت می‌شوند خیلی مناسب است. آبیاری زیرسطحی یک مرحله جلوتر از آبیاری قطره‌ای است و عملاً آن تبخیر سطحی را به حداقل می‌رساند اما طبیعتاً هزینه نصب و نگهداری از این سیستم بالاست. از طرفی به یک متخصص نیاز دارد که مدیریت فنی و حرفه‌ای را انجام دهد. چون این هزینه‌ها برای کشاورز زیاد است می‌شود از آن برای مزارع بزرگ استفاده کرد؛ مثل جاهایی که دولت تصمیم می‌گیرد که آن منطقه خالی از سکنه نشود یا آن منطقه روستایی توسعه پایدار داشته باشد. در کنار این دو سیستمی که عرض کردم باید از هوش مصنوعی در آبیاری یا به عبارتی از آبیاری هوشمند استفاده کنیم. آبیاری هوشمند هم این‌طوری است که در واقع دستگاه‌هایی هستند که حسگرهای رطوبتی، ایستگاه‌های هواشناسی کوچک و دستگاه کنترلرهای مرکزی دارند که به صورت اتوماسیون با سامانه‌های مدیریت که روی موبایل یا اینترنت‌های محلی قابل استفاده هستند، رطوبت ریشه یا مثلاً دما را مشخص می‌کنند. در کلیت مجموعه داده‌هایی را از محیط می‌گیرند که به سیستم پردازش مرکزی منتقل می‌کنند و بعد یک سری اطلاعات روی موبایل کشاورز نمایش داده می‌شود. به این ترتیب کشاورز می‌تواند متناسب با این داده‌ها آبیاری خود را انجام دهد.

خانـم دکتر جایگزینی الگوی کشـت تا چـه اندازه می توانـد بـه نجات منابـع آب کمک کند؟

بدون شک یکی از مؤثرترین ابزارهای نجات منابع آب، جایگزینی الگوی کشت است اما این اثرش زمانی واقعی و پایدار می‌شود که به‌صورت منطقه‌ای، علمی و با سیاست‌های حمایتی اجرایی همراه باشد؛ یعنی کشاورز حمایت و تسهیلاتی داشته باشد. ممکن است وزارت جهاد کشاورزی بگوید ما تسهیلات می‌دهیم، ولی به‌صورت دقیق و همزمان با نیازهای کشاورز نیست. همین عدم تناسب باعث شده که بخش بزرگی از آب‌های زیرزمینی هم صرف تولید محصولاتی شود که ارزش افزوده کافی ندارند و می‌شود آن‌ها را در مناطق پرآب تولید کرد، ولی در حال حاضر در مناطق خشک تولید می‌شود. ببینید وقتی الگوی کشت اصلاح شود، مثلاً کشت محصولاتی که نیاز به آب کمی دارند جایگزین محصولات پرمصرفی مثل هندوانه، برنج یا علوفه‌هایی چون یونجه در مناطق بیابانی شود، فشار آب به‌صورت مستقیم کاهش پیدا می‌کند و این کاهش فشار از روی سطح نیست بلکه کاهش فشار ریشه‌ای اتفاق می‌افتد. اما این هم باید مورد توجه باشد که تغییر الگوی کشت فقط یک تصمیم فنی نیست که مثلاً روی دوش کشاورز باشد. در واقع اگر تصمیم‌گیرندگان بازار، قیمت تضمینی و حمایت‌های مالی به کشاورز ارائه نکنند، کشاورز نمی‌تواند ریسک معیشتی را بپذیرد و این تغییر را تحمل کند. بنابراین الگوی کشت زمانی می‌تواند نجات‌دهنده منابع آب باشد که هم بر پایه اقلیم و توان اکولوژیکی آن منطقه طراحی شود و هم برای کشاورز از نظر اقتصادی قابل توجیه و قابل قبول باشد. کشاورز ریسک‌پذیر نیست و طبیعی است، چون با انواع بلایای طبیعی و غیرطبیعی مواجه است. در حالی که اگر تغییر الگوی کشت ایجاد شود، صددرصد یکی از پایدارترین و کم‌هزینه‌ترین راه‌ها برای تعادل و حفظ منابع آب کشور است. حالا مثلاً مناطقی مثل خراسان رضوی که کم‌آب هستند، مثل تایباد یا تربت جام، به هر حال سال‌هاست که یونجه می‌کارند. خب یونجه از نظر آب یکی از پرمصرف‌ترین محصولات است تا جایی که بین ۱۲ تا ۱۵ هزار مترمکعب آب نیاز دارد. حالا این عدد شاید کمی متفاوت باشد، اما می‌شود با سورگوم علوفه‌ای یا ارزن آفریقایی که از اقتصادی‌ترین محصولات و تغذیه‌ای برای دام و طیور هستند جایگزین شود. خلاصه آنکه کشت جایگزین در اقلیم‌های گرم و خشک عملکرد بهتری دارد و نیاز آبی کمتری مصرف می‌کند؛ یعنی تقریباً نیاز آبی آن نصف نیاز آبی یونجه است و مصرف آب به طرز چشمگیری کاهش پیدا می‌کند، درآمد کشاورز هم بالا می‌رود. ما الان در جیره‌بندی غذایی و محصولات غذایی برای دام و طیور مشکل داریم. طبیعتاً روش کشت جایگزین هم مصرف آب را پایین می‌آورد و هم نیاز غذایی دام و طیور را برطرف می‌کند.

فنـاوری های نوین مانند داده کاوی، سـنجش از دور و اینترنـت اشیـا چه نقشی در مدیریـت مزرعه های ایرانی دارند؟

این فناوری‌ها در واقع مانند چشم و گوش و مغزند! یعنی اینکه به کشاورز کمک می‌کنند تا مثلاً با فناوری داده‌کاوی یا سنجش از راه دور و اینترنت اشیا، فعالیت کشاورزی از حالت تجربی به یک مدیریت کشاورزی دقیق و علمی تبدیل شود. این داده‌کاوی و تحلیل اطلاعات عملکرد مثل تحلیل خاک یا تحلیل آب کمک می‌کند تا مزرعه‌دار بتواند تصمیم‌هایی بگیرد که زمان آبیاری‌اش را مشخص کند، نیاز غذایی خاک را بداند، مقدار کود را مشخص کند. در واقع تحلیل علمی به کشاورز می‌دهد نه با حدس و گمان. سنجش از دور هم با تصاویر ماهواره‌ای و پهپادها می‌تواند مثلاً وضعیت مزرعه را بررسی کند و سلامت گیاهان و تنش‌های آبی را خیلی زودتر از اینکه کشاورز با چشمش ببیند، مشخص کند. ما الان نمونه‌هایی از این روش‌ها را داریم مثلاً در باغ‌های پسته رفسنجان از پهپادها استفاده می‌شود که مصرف آب را ۵ تا ۲۰ درصد کاهش داده است. همچنین از اینترنت اشیا، حسگرهای رطوبتی و دما استفاده شده است که امکان مدیریت لحظه‌ای مزرعه را برای مزرعه‌دار فراهم می‌کنند یا مثلاً گلخانه‌هایی در یزد، البرز و حتی گیلان داریم که با همین سیستم توانستند حدود ۳۰ درصد در مصرف آب صرفه‌جویی کنند. خلاصه آنکه این سیستم‌ها کمک می‌کنند که هم آب کمتری استفاده شود هم بیشترین بازده را برای کشاورز و کشاورزی داشته باشد.

Screenshot 2025 12 25 194839

اگـر بخواهید سـه اقدام فوری بـرای اصالح مصرف آب در کشـاورزی ایـران پیشـنهاد کنیـد، آن سـه اقـدام چـه مـواردی چه خواهنـد بود؟

سه مورد به نظرم می‌رسد: مورد اول اصلاح الگوی کشت یعنی کاشت محصولاتی که با ظرفیت آبی منطقه سازگار است. مثال کاشت یونجه و هندوانه در شرق کشور متوقف شود و با سورگوم یا کنجد جایگزین شود که آب بسیار کمتری هم مصرف می‌کنند. مورد دوم گسترش سریع آبیاری تحت فشار و هوشمندسازی مزارع با حسگرهای رطوبتی خاک و سیستم‌های قطره‌ای است که در فصل می‌تواند ۲۰ تا ۳۰ درصد در مصرف آب صرفه‌جویی کند. مورد سوم ایجاد شبکه‌های ترویج میدانی و مزارع نمایشی است که از سال‌ها پیش در جهاد کشاورزی مطرح بوده است اما مشخص است که بخش ترویج جهاد کشاورزی نتوانسته است خیلی قوی عمل کند. البته که در کنارش باید سیاست‌های حمایتی هم از سوی دولت ایجاد شود؛ در حقیقت روش‌های کم‌آب در این مزارع نمایشی را ترویج کنند تا کشاورزان بتوانند تأثیر کاهش آب را به صورت محسوس ببینند. با این حال این سه موردی که من عرض کردم همه وابسته است به همان مواردی که پیش از این گفتم یعنی حمایت‌های حاکمیتی، تعیین قیمت دقیق انرژی و آب، آماده‌سازی شبکه بازار محصولات کشاورزی برای تغییر این کشت‌ها. حتی فرهنگ‌سازی کنند، مثلاً وقتی که تغییر الگوی کشتی ایجاد می‌شود جوامع شهری در غذای خودشان هم تغییر ایجاد کنند یا در صنایعی مثل دامپروری تغییر در جیره‌بندی غذایی دام‌ها ایجاد کنند یا صنایع دامپروری را به سمت هوشمندسازی سوق دهند. به این ترتیب هم آب کمتری مصرف خواهد شد، هم شیر بیشتر، هم گوشت بهتر و مرغوب‌تری تولید می‌شود. در حال حاضر این روش‌ها در ایران استفاده می‌شود ولی فراگیر نشده است؛ فقط تعدادی از بزرگ‌مالکان کشاورزی یا بزرگ‌مالکان دامداری از آن استفاده می‌کنند اما باید به سمت فراگیر شدن حرکت کنیم که این مهم نیازمند حمایت کلیت حاکمیت است.

در پایان

به عنوان نکته پایانی باید عرض کنم بحران آب فقط مشکل کشاورزی نیست، در واقع بحران آب سبب ناپایداری روستا می‌شود و روستا و روستایی را از موطن خود بیرون می‌کند! بنابراین باید دنبال راهکاری باشیم تا چنین چیزی رخ ندهد. از راهکارهایی که می‌شود مطرح کرد، مشاغل جایگزین در کشاورزی است. فرضاً یکی از راه‌هایی که کم‌آب‌بر هم هستند و در عین حال موجب اشتغال‌زایی می‌شوند، پرورش زنبور عسل است. پرورش گیاهان دارویی مثل آویشن، زعفران یا زیره، فرآوری میوه‌ها، حتی فرآوری خشکبار و تولید صنایع دستی از زمره فعالیت‌هایی است که روستاییان می‌توانند با انجام آن از فعالیت‌های کشاورزی خود کم کنند. از طرفی همین صنایع دستی می‌تواند به عنوان هدایای سازمان‌ها استفاده شود. به طور مشخص سازمان‌های دولتی مانند جهاد کشاورزی می‌توانند از زنان روستایی صنایع دستی را تهیه کنند و در مراسم و مناسبت‌های مختلف به کارکنان خود هدیه دهند. در حقیقت این تنوع فعالیت اقتصادی ضمن درآمدزایی و ایجاد اشتغال، موجب صیانت از منابع طبیعی از یک سو و ماندگاری اهالی روستا از سوی دیگر خواهد شد.

گفتگو: سپهر ساغری

فهرست مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط